بعضی شعر ها را نباید حفظ کرد... نباید واژگانش برایت عادی شوند...که وقتی هر بار میخوانیش تمام تنت پر شود از شور... از شوق ... از هیجان... که قلبت مثل روز اول به تپش بیفتد. .. که یادت بماند کلمات معجزاتی دارند که بدن ها ندارند. ...

بعضی شعر ها را نباید حفظ کرد تا هر وقت دفترت را باز میکنی و میخوانی: "معجزه یعنی نگاهت...معجزه یعنی تن تو" ... به خاطر بیاوری که روزی این کلمات عشق را برآی تو معنا کرده اند....

بعضی شعر ها را نباید حفظ کرد...فقط باید خواند...ملتهب شد...عاشق شد...و در گوشه ای دنج برای روز مبادا پنهان کرد!

 

پ.ن 1: شعرهایی که تو زمان عاشق شدن میخونید رو یه جای امن بذارید تا هر وقت خواستید خودتون و به خواب بزنید یه آلارمی باشه واسه بیدار کردنتون...

پ.ن2: دلم معجزه ی تازه میخواد ... از اون معجزاتی که فقط از دست واژگان تو برمیاد. ...