یک ساله که اینجا خوونه ی دومم شده!

 

سلام دوستان نازنینم.

اصلا یادم نبود که فردا تولد یک سالگیه وبلاگمه...تا اینکه یکی از بهترین دوستام( رضای عزیز) بهم یاد آوری کرد!

ادامه لطفا...


 

یک ساله که اینجا دارم مینویسم...

الان تمام مطالب وبم و یه مرور مختصر کردم و بعضی از کامنت هام رو هم چک کردم! حس جالبیه! خیلی جالب. ... یک ساله که از این پنجره به خیلی چیزا رسیدم!

اینجا از همه چیز گفتم و نوشتم... از خستگی...از خوشحالی...از غم... از تنهایی...از خاطرات خوب و بدم...از شعر و دلنوشته هام...گفتم و نوشتم و شما هم خوندین!

یک ساله که من اینجا کلی مهمون داشتم...کسانیکه الان دیگه خودشون صاحب خوونه هستند!

من تو این وب و با کامنت های شما خندیدم...از ته دل! گریه کردم...بغض کردم... شاد شدم... علاقه مند شدم...قهر کردم...آشتی کردم... ذوق کردم ... وقتی نبودین دل تنگ شدم...وقتی اومدین سر از پا نشناختم!

یک ساله که اینجا عضو بزرگی از زندگیم شده. وقتی وبلاگ و باز میکنم و تعداد نظرات قبل از هر چیز با رنگ تند قرمر میاد جلوی چشمام اونقدر ذوق میکنم که شاید اون لحظه هیچ اشتیاقی بیشتر از خووندن اون کامنت ها نباشه!تو این یک سال تا الان شش هزار و هشتصد و چهل و هشت تا کامنت از شما بهترین ها گرفته ام...چقدر لذت بخشه واسم  خووندن تک تک این کامنتها حتی برای بار صدم!

تو این یک سال کلی دوست پیدا کردم...تو سراسر ایران! شمال...جنوب... شرق...غرب...الان دوست ترک دارم فارس دارم کرد دارم شمالی دارم...مشهدی...قزوینی...اصفهانی...سبزواری...شیرازی...کرجی...گیلانی...کرمانشاهی...

خلاصه دوستانی دارم که هر کدومشون یه لطفی بهم دارن و تک تکشون برام مهم و با ارزشن. منم با شادی هاشون شاد شدم و تو غصه هاشون اشک ریختم... با بعضی ها فقط ارتباط وبلاگی دارم و با بعضی ها تماس تلفنی هم داریم...دو سه تاشون رو ملاقات کردم و یکیشونم قراره به زودی ببینمقلب

اما بچه ها (بچه ها رو به نشانه ی صمیمیت میگم وگرنه همتون سرور من هستین) همتون و بی نهایت دوست دارم و به دوستی با شما افتخار میکنم. شما ها همتون حقیقی هستین و هرگز نمیشه بهتون گفت مجازی!

تولد یک سالگی وبلاگم-این خونه ی دومم- رو به شما و به خودم تبریک میگم . از خدا ممنونم که لیاقت با شما بودن رو بهم بخشید...

دوستتون دارم. همیشه با من بمانید.قلب

 

مرمری خوشحال!لبخند