سلام دوستان.

ممنونم از انتخاب جمله هاتون. بعضی ازانتخاب ها با توجه به شناختم از صاحب انتخاب خیلی برام جالب بود. به هر حال تعدادی از جملات طرفدار زیاد داشت اما نشد جمله ی برنده  روانتخاب کرد چون  در نهایت تعجب 6 تا از جملاتی  که بیشترین محبوبیت رو داشتند...رای یکسان آوردند.

 

**دوستان لطفا زحمت بکشید و ازبین این شش جمله یکی رو انتخاب کنید.تاازاین بین یک جمله برنده بشه. شرمنده که باز به زحمت میافتید و ممنونم ** :

 

1-*من به تو * بستگی دارم...حال من را از خودت بپرس!

2-نامردها...چند بغض به یک گلو؟!!

3-گاهی نمی دانی که از دست داده ای...یا از دست رفته ای !

4-چه زیباست نوشتن...وقتی میدانی او میخواند !

5-یک پایان تلخ...بهتر از یک تلخی بی پایان...

6-همیشه یک نفر هست  ... که نیست!

 

در ادامه جملات محبوب خودم:

 


 

البته من هر 40 جمله رو دوست داشتم اما تعدادی رو بیشتر دوست داشتم. ببخشید که انتخابات من بیشتر از 7 تاست!


1-تو قرار من باش تا من مدارت شوم...چه قرار و مداری بهتر از ما...

2-آخر بازیست و ما *دچار* شده ایم.. من :2   تو:4

3=به خودش که زورم نمیرسید... دلش را زدم!

4-با لبانت جانم را بگیر...حالا که به لبانم رسیده ست!

5-دکمه هایت در باغ سیب...ولی من که آدم بشو نیستم!

6-ببوس! ... تردی لبانت به تردیدش میارزد...

7-چه *بگیر و ببندی* میشود اوضاع ...وقتی *لب ها و چشمانت*را مرور میکنم!

8-امان از سه و بیست و پنج دقیقه ی نیمه شب و تخت یک نفره و دل گرفته!

9-همیشه یک نفر هست ... که نیست!

10-رفت و دیگر ندارمش...تقصیر خودم بود!  ته این همه شعر که برایش سرودم نقطه نگذاشتم!

11-گاهی نمی دانی که از دست داده ای ... یا از دست رفته ای...

12-*من* به *تو* بستگی دارم..حال من را از خودت بپرس!

13-نامردها...چند بغض به یک گلو؟!

14--*حلاجت*میشوم اگر رشته هایم را پنبه نکنی...انت الحق!

15-بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟ با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم؟!!