وقتی منتظر آمدنت نشسته ام و دائم به به امتداد مسیری که تو از آن خواهی آمد نگاه میکنم...هیچ وقت عابرانی که از دور میایند را با تواشتباه نمیگیرم! میدانی چرا؟! شیوه ی قدم برداشتنِ تو منحصر به توست! تا حالا برایت گفته بودم که چقـــــدر راه رفتنت را دوست دارم؟!

وقتی به من میرسی ....اولین نگاهت بعد از مکث چندثانیه ای! آن سکوت معنادارِقبل از حرف زدنت را دوست دارم. مظلوم شدن ِناگهانیِ نگاه  شیطنت بارت! پاهای بلندت که همیشه از داشبورد هم بالامیزند...زیپ اُوِرکُتت که تاجناق سینه بالا کشیدی ومن همیشه وسوسه ی ور رفتن با آن را دارم! مو های همیشه آراسته ات که من نمی دانم چقدر وقت صرف آرایشش میکنی؟ دستان یخ کرده...انگشتان کشیده وحتی انگشتر دی اند جی ِ مستطیل شکلت را دوست دارم. تو اینها را میدانستی؟!

من صدای خش دار مردانه ات رادوست دارم وقتی به گاه ِ گفتنِ جمله ی-دوستت دارم- آنقدر جدی میشود که جایی برای تردید نمیگذارد. من آن نگاه عمیقت را دوستدارم وقتی که تا انتهای مردمکم نفوذ میکند و راهی برای نجات ازدستش نیست! من این رادوست دارم که تو هر بار دستانم را میگیری بی وقفه میگویی : _چقدر دستان کوچولویت را دوست دارم!_ من این لحن ِ تمجید کردنت را دوست دارم...تو اینها را میدانستی؟!

 من آن آشفتگیت را دوست دارم  وقتی بی خبر به دیدنت میایم و تو از سر کارت برگشته ای و به خاطر نامرتب بودنت عذر خواهی میکنی... آن ته ریش که صورت گردت را مردانه تر کرده ...آن تیپ ...آن هیجان ...آن نفس نفس زدنت رادوست دارم! من میسیج های دوست داشتنی تو را دوست دارم وقتی با همه ی کمبود وقتت از سرکار برایم میفرستی...باورت میشود همین الان...همین لحظه که دارم از تو مینویسم صدای میسیجت آمد؟ و من را ببخش اگر بی اجازه آن را اینجا مینویسم:""من  ِ دیوونه چشمام روی مانیتور دلم پیش ِ تو! به کی قسم بخورم که باور کنی؟!"" من این میسیج تو را دوست دارم! من تماس های یواشکی تورا دوست دارم وقتی به خاطر نزدیک بودن ِ همکارت فقط صدای پِچ پچت را میشنوم و اکثر جملاتت را خوب نمیشنوم و خودم حدس میزنمشان! من آن دل تنگ شدنت را...آن تعصب و غیرتت را ...حتی بهانه گرفتن هایت را دوست دارم... تواینها را میدانستی؟!

اصلا تومیدانستی من چرا همیشه قبل از تو به قرار میرسم؟! من نگاه کردن به قدم برداشتن هایت را دوست دارم...من ازدور آمدنت را دوست دارم!

تو اینها را میدانستی؟!