بعد از اون دعوای سنگین ومشاجره ...بعد از داد و دعوا و قهر...  وقتی که من آروم میشم و یه گوشه میشینم...کم حرف میشم و به شکل احمقانه ای سرم رو به کارهایی که دوست ندارم گرم میکنم! وقتی میبینی دقایق زیادی هست که زل زدم به تی وی و دارم اخبار سیاسی میبینم ... وقتی بی خودی هی به ناخن هام ور میرم و صد بار رنگ لاکم روعوض میکنم. وقتی الکی  با گوشیم کلنجار میرم ووانمود میکنم که مثلا دارم میسیج میدم و در واقع دارم عکس های هزار بار دیده شده ی توی گوشی رومیبینم! وقتی دقایق زیادی به صفحه ی روزنامه زل زدم و دزدکی از پشتش تو رو تماشا میکنم واصلا حواسم نیست که صفحه ی نیازمندی های - تخلیه ی چاه و لوله باز کنی- جلو رومه! وقتی هی میرم در یخچال و باز میکنم و دوباره برمیگردم سر جام بدون اینکه حتی آب خورده باشم. وقتی میخوام تظاهر کنم که اصلا نمیبینمت و حضورت واسم کاملا بی اهمیته...

تو احمق نباش تو این اوقات!

باور کن گفتن ِیک جمله ی ساده کافیه... *از همون جمله ها که فقط تو بلدی! * مثلا وقتی تو آشپزخونه ای با صدای بلند بگی:

"من میخوام چایی بخورم. دو تا بریزم یـــــا  ..... یا دو تا؟!!! "