یکی باید باشد...

یکی که در بچگی هایت وقتی که با هم سالانت بازی میکنی از دور مراقبت باشد که مبادا کسی اذیتت کند... هُلت بدهد یا عروسکت را از دستت بگیرد! یکی که در بزرگی هایت هم حتی از دور مراقبت باشد که از ابهتش پسر های محل جرات نکنند نگاه چپ به تو بکنند. یکی باید باشد که وقتی جلوی تلویزیون ایستاده ای یواشکی بیاید و از پشت به زانوانت بزند و  تو نقش  زمین بشوی و او  از ته دلش بخندد وقتی که با داد و فغان چُقولی اش را به بابا میکنی! یکی باید باشد که وقتی برایت خواستگار آمد غیرتی شود و بی خودی بهانه بتراشد و عیب روی داماد بگذارد که تو وسوسه عروس شدن و رفتن به سرت نزند! یکی  باید باشد که شب عروسیت به گاه خداحافظی بغضش را مردانه بخورد و با نگاهش به داماد بفهماند که حواسش را جمع کند و دست از پا خطا نکند! و تو دلت قرص باشد از بودنش! یکی باید باشد که روزی با لپ های قرمز شده و مِن مِن کنان بیاید و به تو بگوید: می خواهم برایم بروی خواستگاری و تو ندانی که جیغ بکشی و بغلش کنی...یا دلشوره بگیری!  یکی باید باشد که وقتی در لباس دامادی میبینی اش دل ضعفه بگیری! دلت غنج برود از دوست داشتنش و تو مطمئن باشی که او زیباترین و خوش تیپ ترین داماد دنیاست !  یکی باید باشد...یکی که یک دانه است! -یکی یکدانه است!-یکی باید باشد... یکی از خون تو ! که مردانه دوستت داشته باشد! مردانه برایت دل بسوزاند و مردانه مواظبت باشد بی انکه ذره ای متوقع باشد! یکی بایدباشد که با غرور صدایش کنی:داداشی : " نمیدانی برادر که تو باشی...چه لذتی دارد خواهر بودن!"

*عزیزترین برادر دنیا تولد سرد و برفی ات مبارک . باز هم با حرارت بودنت این خانه را گرم و روشن نگه دار...