گاهی بدون اینکه بدونی چرا یه چیزهایی عوض میشه! یه عادت هایی...یه خلق و خوهایی ...حتی بخش زیادی از سلیقه ات تغییر میکنه! با اینکه  خودت هم تعجب میکنی ولی از این تغییر ناراضی هم نیستی!نمی دونی چرا ولی یه چیزی قلقلکت بده...وادارت کنه یه کارهایی بکنی که هیچ وقت فکر انجامشم نمیکردی!

مثلا وقتی به جای آهنگ های لایت همیشگی میری سراغ شیش و هشتی هایی که همیشه مسخره صداشون میکردی و هیچ وقت بیشتر از بیست ثانیه ی اولش رو گوش نکردی...و تازه میفهمی چقدر این موزیک قشنگ بوده و تو نمی دونستی... یا وقتی  بر خلاف این بیست و چند سال یک دفعه تصمیم میگیری کله پاچه رو امتحان کنی... غذایی که حتی از اسمش هم متنفر بودی و همیشه بد ریخت ترین غذای دنیا خطابش میکردی ...اونم کجاش؟! مغزش!  یا دل و به دریامیزنی وموهات ومدلی که همیشه ازش بدت میامده وجلف صداش میکردی درست کنی و از خونه بزنی بیرون! یا مثلا وقتی تصمیم میگیری حتی  سبک فیلم هایی که میدیدی رو هم عوض کنی و بری تو کار طنز! سبکی که  حیف وقت  خطابش میکردی !!     یا حتی شیوه ی وبلاگ خوانیت روهم عوض کنی و به جای چندتا وبلاگی که شیوه ی نگارش نویسنده اش رو دوست داری و همیشه می خوانی ...بری صفحه ی نخست پرشین و تو لیست آپدیت ها نگاه کنی و بر مبنای اسم وبلاگها بری سراغشون...وحتی اولویت رو بذاری واسه وبلاگ هایی که اسم های عجیب غریب تر دارن و بشینی ساعتها وبلاگهایی رو بخوونی که همیشه چیپ صداشون میکردی ... وتازه کلی هم چیز یاد بگیری ازشون و احساس کنی با خووندنشون سطح سوادت بالاتر رفته !! یا حتی از همه ی این ها بالاتر  تصمیم بگیری دوستی با ادم هایی رو تجربه کنی که همیشه ازشون فراری بودی و اونها رو -حوصله سر بر- صدا میکردی!

گاهی نمی دونی چی شده ولی یه چیزی شده! شاید تو نظر اول داری -پس روی- میکنی... اما واقعیت اینه که اگه فقط چند قدم تو زندگیت -پیشرفت- کرده باشی تو این چند روز گذشته بوده!