با خواهرم رفتیم مراسم ختم یه بنده خدایی... ایستاده بودیم وسط سالن و گیج میزدیم ... هی این طرف و نگاه کن... اون طرف و نگاه کن... صاحب عزا رو پیدا نمیکردیم! بالاخره از روی صدای جیغ و شیون واویلای یه خانوم حدس زدیم که ایشون باید دختر مرحومه باشند! با ترس و لرز رفتیم و به چهره ی نا آشنا تسلیت گفتیم ! بعد هم در حالیکه من خواهر محترم رو نیشگون میگرفتم که خودش و کنترل کنه و نخنده رفتیم یه گوشه نشستیم! تقریبا نصف بیشتر افراد و نمی شناختیم! و مراسم حدس زنون راه انداخته بودیم که کی به کیه و چی به چیه! نه...آخه این هم شد وضع!

مسئولین محترم یه بندی ...ماده ای ... تبصره ای چیزی برای عزیزان دائم الآرایش  بگذارند که در وقت (خدایی نکرده) عزادار شدنشان (و عدم استفاده از آب و رنگ همیشگی) میهمانان بیچاره چگونه شناساییشان کنند!!! باور کنید بد مخمصه ایه! ...

کشیدم که میگم :|