روزهای دوست داشتنی اردیبهشت تند و تند دارند میگذرند. هوای بهشتی دارد کم کم تمام میشود...باران ها و رگبارهای دیوانه هم همین طور! و من همچنان باید در خانه بمانم! در و دیوار را نگاه کنم و خود خوری کنم!  تبلیغات ناشران برایم اس ام اس شود و من دلم ضعف برود برای نمایشگاه کتاب! و اه حسرت بکشم که باید باز هم در خانه بمانم و بمانم و بمانم!

هزار فکر و خیال از مقابل چشمانم رد میشود! و من همچنان دراین روزها احساس میکنم فقط خدا می خواهم! کمی خدا! فقط قدرت او میتواند کمکم کند! کمی خدا می خواهم... اگر کسی که اینجا را می خواند او را میبیند...سلام من را برساند و بگوید: فقط کمی...خواهش میکنم!