گاهی هم میشود عصر جمعه باشد... بازی بی نهایت دیدنی والیبال کشورت باشد... خیالت از بابت بردشان که راحت شد تی وی را خاموش کنی... بی حوصله باشی... تنها باشی... آهنگ شاد بگذاری... حوصله ی قر دادن نداشته باشی... خاموشش کنی ... جلوی میز توالت بشینی و موهایت را هزار مدل اجق وجق درست کنی و خسته بشوی...  دیگز ندانی  چکار کنی ... بعد به خودت بیایی و ببینی فیلم موردعلاقه ات را برای بار هزارم در دستگاه گذاشتی و و برای بار هزارم محوش شدی... با تمام شدن فیلم صدای زنگ در بلند شود و تو خوشحال شوی... بالاخره شب شد و غروب جمعه ی لعنتی ات گذشت بدون اینکه وسوسه ی گوشی موبایلت مابین ِانگشتان تو کار دستت داده باشد!