یک ساعت تمام در گوشش خواندم :     وابستگی نوعی عادت است ولی شدیــــــدتر... از آن عادت ها که ترکشان سخت است اگر نگوییم غیر ممکن است...    وابستگی حس خوبی نیست حتی اگر وابسته به چیز خوبی هم بشویم باز هم دست و پا گیر است... یک جورایی تنگناست...فشار است...  وابستگی محدودت میکند... مشغولت میکند...باور کن!  زندگی آنقدر طولانی نیست که نیمی از آن را هم صرف وابسنگی هایمان کنیم و نیم دیگرش را در فراق قطع وابستگی هایمان قنبرک بزنیم... داری وابسته  میشوی ها...حواست هست؟ بیا و در نطفه خفه اش کن لطفا...

جرعه ی چایش را بی تفاوت سرکشید و نگاه عاقل اندر سفیهش را خیلی گذرا به من انداخت و گفت: خُل و چلی ها... وابسته نشدم که ... من -دلبسته- شدم!!! یاسین نخوان لطفا ...