نمی دانم بعضی ها چرا اینقدر خودشان را اذیت میکنند و به خودشان فشاز می آورند و حرص میخورند تا بتوانند در کنارش شخص دیگری را اذیت کنند! روی صحبتم با شماست! شمایی که از من  از نوشته هایم  از طرز فکرم  از ریختم  و از وجوودم کلا خوشت نمی آید...چرا اینقدر به خودت فشار می آوری و هر روز می آیی و وقت با ارزشت را که می توانی صرف کارهای واجب تر و حیاتی تر از فحش دادن به من بکنی تلف می کنی  وتازه کلی هم حرص میخوری تا بتوانی با نوشته هایت مثلا حرص من را در بیاوری!  کلی -بی ادب- میشوی که مثلا من را -ادب- کنی! و کلماتی را برای من مینویسی که تا به حال به گوشم نخورده اند! و خیلی دلت می خواهد که کامنت هایت را تایید کنم تا همه دُر و گوهر هایی که از فرهنگت تراوش میکنند ببینند! اما تیرت به سنگ میخورد! برایم جالب است که خسته هم نمیشوی! این ها را نوشتم که بگویم دیگر کامنتهایت را نمی خوانم! همان اول که متوجه میشوم از طرف تو هستند نخوانده پاکشان میکنم! حالا اگر کار واجب تری داری به کارت برس و دیگر وقتت را تلف نکن... اگر هم کاری نداری و حوصله ات سر میرود اشکالی ندارد بیا و بنویس ! اگر اوقات فراغت با فحاشی به من پر میشود ...من حرفی ندارم! فقط خواستم بگویم عذاب وجدان نگیری یک وقت ها... من همین جا و در همین لحظه حلالت کردم! تو راحت باش!