بعضی دهان ها را باید بست! باید محکم بست! بعضی صداها را باید نشنید... بعضی سق ها آنقدر سیاه هستند که تمام حدسیات زننده شان تبدیل به واقعیت محض زندگی میشود! ... بعضی ها آنقدر خوب از آینده ای تلخ حرف میزنند که لحظه ی رخ دادن پیشگوییشان تمام مدت جلوی چشمانت هستند و تو مثل مترسکی که تن به اتفاقی محتوم داده باشد تسلیم گفته هاشان میشوی... بعضی حرف ها را باید نشنید... یا شاید بعضی آدم ها را نباید آنقدر باور داشت که تمام گفته هاشان بشود رخداد های بی چون و چرای زندگیت! بعضی آدم ها آنقدر برایت بت میشوند که گفته هاشان میشود قانون راز دنیایت ! و رخ دادنشان میشود سرنوشت محتومت! بعضی آدم ها... شاید هم اصلا  نباید گفت آدم! بعضی ها -پیام آورانی- هستند که فراموش کرده ایم پیامبر صدایشان کنیم! پیامبرانی که نوید جهنم داده اند نه بهشت! و تمام گفته های تلخشان میشود قیامت زندگیت! بعضی ها درست حدس میزنند... به شکل فجیع و کشنده ای درست حدس میزنند! بعضی ها لعنتی ترین اتفاقات زندگیت را ماه ها قبل از رخ دادنشان مثل پتک بر سرت میزنند! و تو حالا باور میکنی که باید بنشینی و عزای رخ دادن باقی ِ حرف هاشان رابگیری... حرف هایی که روزی مسخره میکردی و امروز میدانی و باور کرده ای که رخ خواهند داد یکی پس از دیگری... قیامت زندگی ات چه زور به پا شد...قبل از صور اسرافیل حتی!