گاهی می گویم کاش من جای تو بودم ...

که چشمانم هرگز به روی این دنیا باز نمی شد !

گاه از خودم می پرسم:

تو قربانی عشقی؟!!

هوس؟!!

گناه؟!!

یا یک شکم گرسنه؟!!

نمیدانم...

تنها چیزی که می دانم اینست که:

روزی تاوانش را پس خواهم داد...

تاوان چشمانی که هرگز باز نشد...

تاوان سینه های پر از شیری که لبان تو هرگز ننوشید...

تاوان دلی که نتپیده خاموش شد...

تاوانش را پس خواهم داد...

مرمری