...حال ِ حال به هم زن...

 

 

ساعت چهار صبحه...به شدت خستم ولی خوابم نمیبره. دلم دردمیکنه! شکمم هم دردمیکنه! درد شکم رومیشه تحمل کرد ولی درددل نمیذاره بخوابم!  عصبی ام...خیلی عصبی ام! میرم چای بریزم لیوان از دستم  ول میشه می افته زمین خورد میشه. صداش عصبی ترم میکنه... میام میشینم پای نت نمی دونم دارم چیکار میکنم یک دفعه به خودم میام میبینم تو تولبارم یه صفحه رو 6 بار باز کردم... تصمیم میگیرم بنویسم که آروم بشم...چند کلمه مینویسم سرم ومیذارم رو میز... دوباره چند کلمه مینویسم... باز سرم ومیذارم رو میز... هزار تا فکر...هزار تا کلمه...هزار تا صحنه از جلو چشمام رد میشه... پام زیرمه...خواب میره...برام میسیج میاد! میام بلند شم برم گوشی رو از رو تختم بردارم اولش نمیفهمم پام حس نداره روش راه میرم... میخورم زمین! نمی فهمم چی میشه... یهو به خودم میام میبینم وسط اتاق نشستم دارم گریه میکنم! حتی نمی دونم واسه چی دارم گریه میکنم! شکمم درد میکنه...دردش یک دفعه شدیدترمیشه! یاد هورمونهام میافتم و یه بهونه ی خوب واسه حالِ نزارم پیدامیکنم و

 این بار بلندتر میزنم زیر گریه...

/ 15 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمـــــــــــد

دوباره رنگ چشاتو .. خیال عاشقی باتو.. این دل آروم نداره نداره نداره شبامو خواب نوازش.. دوباره هق هق و بالش.. گریه یعنی ستایش ستایش تو و چشمات دلم هنوز تورو میخواد دل بازم پر زده واسه عطر نفس هات مرتضی پاشایی (ع)

ندا

الان بهتری؟نبینم گریه کنیا[ماچ]

tahamiishe

چه خوب که مبتونب تو ابن شرایط گریه کنی ولی من هرچی حالم بدتر باشه اصصصصلا نمیتونم گریه کنم گریه بعضی وقتا بزرگترین نعمته حتی واسه همون هورمونای زبون نفهم

tahamiishe

* میتونی

پرنسس یخ

عزیزم دوستت دارم ان شالله سال 93 بهترین هاروبرات به ارمغان بیاره[قلب]

زویا

مریمی؟ حالت چطوره الان؟ بهتر شدی یا نه؟ نگرانت شدم دخمل

سمانه

سلام عزیزم خوبی حالت بهتر شده اره اون عکس منه راستی امروز نت مشکل داشته نمیدونم اصلا کامنتهایی که رات نوشتم به دستت رسیده یانه

آمون

چه خوب که بهترید خانم چه خوب

باران

سلام عزیزم وب زیبایی داری امیدوارم موفق باشی شایدباهم بودن سخت تکرار شوداما به یادهم بودن را هرلحظه میتوان تکرار کرد این پستت خیلی زیبابود[گل] حیفم اومد کامنت نذارم