شاید حتی یک نگاه....

 

 

روزهای دوست داشتنی اردیبهشت تند و تند دارند میگذرند. هوای بهشتی دارد کم کم تمام میشود...باران ها و رگبارهای دیوانه هم همین طور! و من همچنان باید در خانه بمانم! در و دیوار را نگاه کنم و خود خوری کنم!  تبلیغات ناشران برایم اس ام اس شود و من دلم ضعف برود برای نمایشگاه کتاب! و اه حسرت بکشم که باید باز هم در خانه بمانم و بمانم و بمانم!

هزار فکر و خیال از مقابل چشمانم رد میشود! و من همچنان دراین روزها احساس میکنم فقط خدا می خواهم! کمی خدا! فقط قدرت او میتواند کمکم کند! کمی خدا می خواهم... اگر کسی که اینجا را می خواند او را میبیند...سلام من را برساند و بگوید: فقط کمی...خواهش میکنم!

/ 15 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنسس یخ

مرمری جونی بهتری؟

tahamiishe

خخخووووووب باش ! نمایشگاهم خبری نیس! هوا گررررررررمممم!!! ینی له له بمعنای کلمه تهویه دااااغغغغون! ملت خسسسسستههههه! اصن یه وضی حالا بگذریم از قسمت سانسوری و لبخند برانگیز داستان :))) ینی ملت عالین!

tahamiishe

الان من ماکان ندارم نازمو بکشه باید خودمو از پنجره پرت کنم بیرون عایا؟!!! قططططعا بعله ولی خوب خودمو کنترل مینمویم و هی دلم ضف میره!چ زندگی ایه خب؟! درسته عایا؟! اغا من خواهر زاده میخوام ( به رو خودت نیار که خواهر ندارم [چشمک] )

ندا

مرمری جونم انشالله حالت زود زود خوب میشه گلم من مطمنم خدا خودش هوات رو داره شک نکن ......[ماچ]

پرنسس یخ

عزیزم خوبی؟

محمد

خیانت صدا و سیما http://jbums.ir/2014/05/iron/ سر بزن و نظر هم بده با تشکر

tahamiishe

[نیشخند] فیلینگ خر ذوووووووق بعد اشکال نداره خواهر زادمو کلا وردارم بیارم خونمون؟! خواهر زادمه خب! به تو چه اصن [ابرو] زود تند سری ماکان و میدی یا بیام بگیرمش؟!

tahamiishe

خانم شما هنوز سنت به حد قسمت سانسوری نرسیده! برو با بزرگترت بیا [نیشخند]

tahamiishe

الهییییییی هرکی نبره! [ماچ] ( [ابرو] مال ماکان بود ، خودتو جم کن سنگین باش بینم دهع)

tahamiishe

مال ماکان خور :| خجالت نمیکشی؟! شیطونه میگه بیام با ماکان دوتایی بیام تو دماغت :)) نظرت؟!