و غرورت حفظ شود...

 

 

گاهی هم میشود عصر جمعه باشد... بازی بی نهایت دیدنی والیبال کشورت باشد... خیالت از بابت بردشان که راحت شد تی وی را خاموش کنی... بی حوصله باشی... تنها باشی... آهنگ شاد بگذاری... حوصله ی قر دادن نداشته باشی... خاموشش کنی ... جلوی میز توالت بشینی و موهایت را هزار مدل اجق وجق درست کنی و خسته بشوی...  دیگز ندانی  چکار کنی ... بعد به خودت بیایی و ببینی فیلم موردعلاقه ات را برای بار هزارم در دستگاه گذاشتی و و برای بار هزارم محوش شدی... با تمام شدن فیلم صدای زنگ در بلند شود و تو خوشحال شوی... بالاخره شب شد و غروب جمعه ی لعنتی ات گذشت بدون اینکه وسوسه ی گوشی موبایلت مابین ِانگشتان تو کار دستت داده باشد!

/ 10 نظر / 45 بازدید
پرنسس یخ

بعضی از کاردست دادن ها بدهم نیست ها مرمری جونی

مهرسا

حالا فیلم مورد علاقت چی بود؟[نیشخند] به قول پرنسس همه کار دست دادنها بد نیست[لبخند]

زویا

چه حس بدی :(

سمانه

و گاهی این بعضی غروبهای جمعه و دلگیرش بیرحمانه میگذرد تو اما مهربان باش میگم مریمی . . . هیچی دوست دارم همزادم

tahamiishe

هه! این آخریه خیلی نکتس ، مررررد میخواد واقعا [لبخند] راضی ام ازت [چشمک]

tahamiishe

عکس مدیر وبلاگ را عاشقم [لبخند] عالیه ، اصن آدم میبینه حس عشق فندقی بهش دس میده [قلب]

فرزانه

اگر کسي را دوست داري ، به او بگو . زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند ، مي ‌شکنند . جرج آلن

tahamiishe

دقیقا واس چیش وقت گذاشتی؟!

tahamiishe

من نمیام [خنثی] همین الان یهو یه کاری واسم پیشم یهویی آ ، خیلی یهویی

tahamiishe

فعلا که ار استرس گرما زدگی و معده درد و همه چی گرفتی [نیشخند][چشمک]