هورمون های پاییزی ام...

 

 

بوی پاییز که می آید دخترانگی هایم را تحمل کن! کلافگی هایم را... بغض های احمقانه ام را...نگاه های کش دارم را... بی حوصلگی هایم را تحمل کن... به سر رسید هایم سرک نکش... کمی تاب بیاور  نبودن هایم را در آغوشت وقتی ساعت ها رو به روی پنجره نشسته ام و به جای دستان تو قلم و کاغذ به دست گرفته ام...بوی پاییز که می آید بد اخلاقی هایم را تحمل کن... نا مهربانی هایم را حتی... ازدیاد سه نقطه هایم را طاقت بیاور...  بهانه گیری هایم راببخش... وقتی تنهایی را تاب نمی آورم حتی اگر تنهایت بگذارم... بهانه دست اشک هایم نده...پاییز که میشود دلتنگ قهقهه هایم نشو... هرگز همیشگی نبوده است: هیچ خزانی...

کیف آبگرم نمی خواهم... مرد باش و یک فصل پای "درد ناک ترین قاعدگی زنانه ام" بمان...

همین!

 

............

پ.ن1: شاید تنها ترین بهانه ی تحمل این فصل بوی غلیظ پرتقالی باشد که تو برایم پوست میکنی...

پ.ن2: پشتم میسوزه...بین دوتا کتف هام!

پ.ن3: تحمل کنید این روزها مریم پاییزی رو...

/ 6 نظر / 10 بازدید
neda

سلام عزیزم ...این سه ماهم به یه چشم بهم زدنی میگذره گلم...مریمممممممممممممم[گریه][گریه]خیلی ناراحتممم

سمانه

سلام مریمی دلم برات تنگ شده برا خوب شدن حال دلت دعا میکنم لطفا با پاییز آشتی کن لطفا

دکترانوشت

دلت را پاییزی نکن... اما احساست را به پاییز بسپار با رنگ های گرم و تند، نارنجی و زرد...

مهرسا

مریمی من متولد پاییزم[لبخند][لبخند] امیدوارم پاییز فصلی باشه واست: پر از شادی پر از هیجان پر از خنده های بلند پر از گریه های از سر شوق پر از آخ جون گفتن و هورا شدن پر از بودن با کسایی که دلت میخواد پر از خوراکی های خوشمزه پر از دوست داشتن و دوست داشته شدن پر از لباس های رنگی رنگی پر از گرفتن دست کسی که دوستش داری پر از بغل کردن عزیز ترینات پر از مهربون تر شدن پر از هوای خوب پر از امروز چه خوشگل تر شدی پر از تجربه های خوب پر از لحظه های قشنگ امیدوارم پاییز از همه چیزهایی که دوست داری پر باشه [لبخند]

مهرسا

یادت باشد پاییز که میاد آدم بهانه گیرتر میشود گیر میدهد مدام به خودش به روح وروانش هی میپیچد به پر و پای خودش به آدم های دور وبرش به خاطراتش اول فصل آدم بایدحواسش به خودش باشد خودش را هرس کند شاخه های اضافیش را بزند پای تمام شاخه بریدن هایش بایستد تمام سختی هایش دردهایش باغبانی کند خودش را, خاطات بدش را, سبک کند فکرش را از هر چه آزارش میدهد اصلا پاییز فصل حساب و کتاب است فصل ریاضی بیا خوبیهای زندگیت را جمع کن آدمهای بد زندگیت را کم کن همه چیز خوب می شود قول می دهم خوب می شود [لبخند]

سمانه

من هستم باور کن که هستم میتونی روم حساب کنی البته اگه بدرد بخور باشم