گاهی خوش میگذرد حتی!!

 

 

باور  کنید اتفاقاتی  که همیشه از رخ دادنشان وحشت داریم و برگترین کابوس های زندگیمان هستند انقدر ها هم ترس ندارند!

این را دخترکی دارد به شما میگوید که روزی فکر میکرد اگر هیچ حسی برای عاشقانه نوشتن نداشته باشد حتما خواهد مرد! ... اما نمرده! زنده ست این روزها و زندگی میکند... هنوزهم میخندد! فیلم میبیند! خرید میکند! کیک میپزد! لاک میزند! چیزبرگر با سس سفید و پنیر اضافه میخورد و زیر بید مجنون حتی موسیقی گوش میکند...آن هم از نوع شیش و هشتی اش!! ... خلاصه که فوبیا یی در کار نبوده!

/ 28 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
neda

[ناراحت][نگران][گریه][رویا]

آمون

ریشه ترس همیشه از ناشناخته هاست وقتی شناختی دیگر نمی ترسی

سمانه

سلام مریم جان مث اینک شبت ه زیادی خوش میگذره خوش گلم

سمانه

سلام مریم جان مث اینک شبت ه زیادی خوش میگذره خوش گلم

tahamiishe

[نگران][نگران][نگران][نگران][نگران] [ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت] [گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

neda

مرمر کجای آخه چرا دیه نیستی[گریه]

neda

حالت بهتر شده عزیزم؟

tahamiishe

فقط نگران تو بودم ولاغیر. خوشحالم که یه خواهر خوشبخت دارم و هنوز نیت آیت الکرسی صبح هایم خوشبختی توست [بغل]