:|

 

 

پسرک چهار ساله: خوش به حال پریماه. مامانش یه داداش کوچولو براش به دنیا آورده.

دایی پسرک: تو هم دوست داری داداش داشته باشی؟

پسرک: آره ولی نمیشه.

بابا بزرگ پسرک: چرا نمیشه؟

پسرک: آخه مامان و بابا ی من با هم قهرن. پیش همدیگه نمی خوابن!

دایی و بابا بزرگ پسرک: :|

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنسس یخ

پسرک 4ساله حالا آیا داداش میخواد یا خواهر [متفکر]

فرزانه

بچه های این زمونه انگار در حد دانشگاه زمان ما چیز بلدند وقتی به دنیا میاند [نیشخند]

پرنسس یخ

گزینه سوم دوقلو[پلک]

آمون

خدا سایه روح القدس رو بر سر مادر پسرک حفظ کنه

ندا

فدا این پسرک چهار ساله[ماچ]

طیبه

بابا ما از نسل جدید سر درنمیاریم که:)))

طیبه

بابا ما از نسل جدید سر درنمیاریم که:)))

سمانهـ

سلام اجي مريم[گریه] من سمانم دوست سمانه[لبخند] از توي وب اون اومدم وبت.ميخام بدونم سمانه ادرس جديشو به شما هم نداده؟[گریه]دلم واسش تنگ شده[دلشکسته]

tan tan

گاهی اوقات وقتی همه چیز تموم میشه ......تو بر میگردی سر خط تازه میگی....عه عه کی تموم شد؟؟؟برا چی اینطوری شد؟؟؟؟ گاهی اوقات تو غفلتی....تو خوابی.....تو ریا که یهو با یک تلنگر بیدار میشی و میبینی چه اتفاقایی افتاده و تو ازش خبر نداری... از خدای خودت میپرسی .....چرا؟؟؟؟اخه چرا من؟؟؟؟؟.... میری جلو و جلوتر....روزهارو میگذرونی.....یکی پس از دیگری....می رسی ته خط میشی#نقطه سر خط# ......یک زندگی جدید.....یک روز جدید.....یک آینده ی جدید.....و بالاخره یک حس جدید......