قراری فوری و صد البته عاشقانه!!

 

 

میگوید یک سال است که من را می خواند...خاموش! میگوید واو به واو نوشته هایم را ار بر است... میگوید حتی پاسخ هایی که به کامنت های خواننده هایم میدهم را حفظ است...همه شان را  !! می گوید به من و خواندنم عادت کرده و کلمات من جزئی همیشگی از روزمره اش هستند! میگوید با برخی از آنها روزها زندگی میکند! میگوید _دوستم دارد_ و حالا جاییست که باید به صاحب نوشته هایی که عاشقشان کرده بگوید که می خواهد ببینتش! خیلی زود... می خواهد رو به رویش بنشیند و بگوید: عاشق شده! عاشق چی؟ عاشق کسی که معلوم نیست کیست! کجاست! هویتش چیست! عاشق کسی که چهار کلمه ی تکه پاره را سر هم میکند و در فضای مجازی پخش میکند...کلماتی که معلوم نیست حرف حسابشان چیست؟! اصلا از کجا آمده اند؟! مال خود نویسنده هستند یا از جایی دزدیدتشان! معلوم نیست برای چه نوشتتشان؟ انتشار داده که چه شود؟! که خواننده ی خاموشی پیدا شود و بعد از یک سال بیاید و بگوید که عاشق شده! میگوید دوستم دارد و حالا روزهایش را با عشق من سر میکند! میگوید باید من را ببیند ...باید ببینمش و احتمالا باید عاشقش بشوم! راست میگوید خب! یک سال از عمرش را تلف کرده برایم... چطور می توانم عاشقش نشوم؟! اصلا مگر جراتش را دارم؟! یا باید عاشقش شوم یا اسید پاشی اش را به صورتم بخرم!!...میگوید دیوانه است! این یکی را راست میگوید!!  حالا باید بروم و ببینمش... احتمالا باید خیلی زود هم عاشقش شوم وگرنه ممکن است بد ببینم! من هم که ترســــــــــــــــــو...

/ 9 نظر / 21 بازدید
فرزانه

وای ترسیدم مریم جون [نگران] مواظب خودت باش [گل]

neda

عجججججب برو ببینیم این عاشق دلباخته کیه حتما بیا تعریف کن [نیشخند]

مهرسا

نگرانت شدم[نگران] مراقب خودت باش مرمری امیدوارم آدم با منطقی باشه

زویا

چی بگم والله :)

harpocrate

سلام . این نخوندن شما برای من هزاران بار بهتر است از "تمام وبلاگت رو خوندم ، خیلی قشنگ بودِ " کسانیکه حتی نمیدانند معنای نام وبلاگم چیست؟ اما برای اینکه با پرستیژ ، التماس دیدن وبلاگشون رو کنند به دروغ دم از مطالعه ی وبم رو میزنند. خیلی زیبا بود خوندن کامنتتون . خیلی بهم چسبید . و وقتی به وبتون اومدم فهمیدم صریح نویسی ، شیوه ی زیبای نوشتاری شماست گویا ... من شرمسار چشمهای شمایم اگر که رنگ دیوار کلبه ام همفاز چشمهای شما نیست. چه میشود کرد ؟ سیاهی هم رنگیست دیگر. به سکوت بیشتر میخورد . اما راهکاری هست برای مطالعه ی مطالب اگر که حقیقتا مطالعه شان را بخواهید. کافیست نوشته ها را در یک صفحه ی وورد کپی کنید. به همین سادگی [لبخند] بهرحال چه دوباره بیایید و چه نیایید ، همین رنجه کردن قدومتان را مبارک خواهم دانست. در پناه خدا باشید.

مامان هارپاگ

نروووووووو!!!!!!!!

tahamiishe

چ جاااالب :) الاهم الرزقنا ازینا!!!!

tahamiishe

کمبود هیجان دارم بابا! خدا قسمت کنه یوخده بخندیم خب!