وقتی که دل تنگه!

 

 

دیدی یه روزهایی از صبح که بیدار میشی...بی خود و بی جهت یه هوایی توسرته؟! خودتم نمی دونی چرا؟ نه بهش فکر کردی... نه دیشب خوابش و دیدی... نه هیچی...فقط از صبح بوش پیچیده تو سرت! دلت یه جوریه ! هی می خوای حواست وپرت کنی... نمیشه! بیخودی بغض داری...هی می خوای به کارهایی که قرار بوده تواون روز انجام بدی برسی...  نمیشه! حتی خسته ای از فکرش...می خوای بخوابی ... بازم نمیشه...انگار اونم توفکر توئه...انگار میخوادت! یه دفعه به خودت میای میبینی امروز پنجشنبه ست!

-آخرش تصمیم میگیری بری یه شیشه گلاب بخری و بری خونه اش...بری بهشتِ زهرا...

/ 11 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

قربونت دل تنگت برم من عزیزی عزیزی عزیزی [گل]

بابای هلیا

دلمان گرفت ! خدا به دل شما آرامش بده !

پیام

جای خالی که در جان و روح آدمی است هرگز پر نمی شود. الله بهت صبر دهد.

محمـــــــــــد

خدا رحمتشون کنه . و به پدرو مادر و همه ی عزیزانت سلامتی بده. دوسِت دارم ..[قلب]

زویا

خدا خواهرت رو رحمت کنه مرمری جونم امیدوارم روحش شاد باشه و خدا بقیه عزیزانتو برات حفظ کنه :)

tahamiishe

[ناراحت] اوهوم

tahamiishe

هنوز غروب جمعه نیومده دلم گرفته! چرا؟!

سمانه

سلام مریمی جان ادینه ات به شادی

ندا

[ناراحت][ناراحت][ناراحت]