ومن دوستش دارم...

 

 

"تازگی ها تغییر کرده ای... "  این جمله ایست که اخیرا زیاد میشنوم! چند روزیست خودم هم باورش کرده ام... مثلا دیروز وقتی که در قابلمه ی قورمه سبزی را برداشتم و عق زدم! و به جایش بادو تا هلو خودم را سیر کردم! یا امشب وقتی که برای بیرون رفتن با -م- ترجیح دادم که مانتوی ساده ی صورتی ام را بپوشم... آرایش نکنم... به جای ور رفتن به موهایم فقط پشت سرم ببافمشان  شال نخی آبی که هیچ سنخیتی با لباس های تنم نداشت به سر کنم ... وبه جای کفش های ظریف و پاشنه دار زنانه کتانی های باشگاهم را بپوشم و ککم هم نگزید که اینطوری قدم حتی به شانه های -م- هم نمیرسد! و هنگام خروج از درب منزل بر خلاف همیشه حتی نیم نگاهی به آینه نینداختم با اینکه تصمیم داشتم در مرکز خرید شخص مهمی را ببینم!   تازگی ها تغییر کرده ام! عاشق گل طبیعی شده ام... این را امشب فهمیدم که چهل و پنج دقیقه برای انتخاب یک گلدان از بین سه گلدان وقت صرف کردم و دست آخر با هرسه گلدان به خانه آمدم و در حالیکه حتی خرید های دیگر را از ماشین یرون نیاوردم با گلدان هایم یک ساعت تمام در تراس وَر میرفتم! و به جای اسم های عجیب غریبشان که فروشنده با وسواس ادا میکرد برایشان اسم های خوشگل انتخاب کردم:"جانا" که جانم برایش در میرود!... "ستاره" که دلم برای برگ های سوزنی وستاره شکلش ضعف میرود و "سوزی" که با برگ های سرخ و اتشینش دل آدم را میدزدد!

 تازگی ها تغییر کرده ام... دیر از کوره درمیروم... زود میخندم! مسیرهای طولانی را پیاده گز میکنم... و عاشق متروسواری!!!! و خرید کردن از دست فروش هایش شده ام! خصوصا خرید از مادر تر و تمیزی که دخترک هشت ماهه اش را در کرییر میگذارد و از صبح تا شب در خط تجریش جیلت و لاک پاک کن و مسواک و...میفروشد! تا جایی که دیگر نمی دانم این همه لاک پاک کن ومسواک را به کی ببخشم؟!

تازگی ها تغییر کرده ام! چیزی شبیه دگرگونی را آبستنم... چیزی که دوستش دارم... حتی بدی هایش را ...حتی ویارهای عجیب و غریبش را...

/ 10 نظر / 28 بازدید
:)

عاشقتم یعنی!

مهرسا

تغییرات جدید مبارک مرمری جان چقدر بند آخر نوشتتو دوست دارم............دیر از کوره در میروم..........

محمد حسنی سعدی

سلام ممنون که وبلاگ من رو خوندی و نظر دادی چند تا نکته رو لازمه توضیح بدم: اولا من طرفداری از چند همسری نکردم و فقط خواستم تناقض در رفتارهای غربی ها رو به چالش بکشم ثانیا من چند همسری رو محدود به مردها نکردم و حتی در مثالم چند همسری رو برای زنان رو هم اگر مبانی آزادی همجنسگرایی غرب رو درست بدونیم باید مجاز بدونیم ثالثا بسایر سراغ دارم مردان چند همسری رو که دارند با هم با صلح و صفا زندگی می کنند و اطلاع دقیق دارم که هیچ مشکلی هم ندارند. آیا شما حق دارید به ایشان بگید حق ندارید این سبک رو برای زندگیتون انتخاب کنید؟ بر همون مبنایی که برخی معتقدند همجنسگرایی برای برخی ایرادی نداره چند همسری هم نباید ایرادی داشته باشه. با این تفاوت که چند همسری به نظر من با فطرت انسان می تونه سازگار بشه به شرط تغییر عرف جامعه ولی همجنسگرایی از اساس با فطرت انسان ناسازگاره

محمد حسنی سعدی

سلام ممنون که وبلاگ من رو خوندی و نظر دادی چند تا نکته رو لازمه توضیح بدم: اولا من طرفداری از چند همسری نکردم و فقط خواستم تناقض در رفتارهای غربی ها رو به چالش بکشم ثانیا من چند همسری رو محدود به مردها نکردم و حتی در مثالم چند همسری رو برای زنان رو هم اگر مبانی آزادی همجنسگرایی غرب رو درست بدونیم باید مجاز بدونیم ثالثا بسایر سراغ دارم مردان چند همسری رو که دارند با هم با صلح و صفا زندگی می کنند و اطلاع دقیق دارم که هیچ مشکلی هم ندارند. آیا شما حق دارید به ایشان بگید حق ندارید این سبک رو برای زندگیتون انتخاب کنید؟ بر همون مبنایی که برخی معتقدند همجنسگرایی برای برخی ایرادی نداره چند همسری هم نباید ایرادی داشته باشه. با این تفاوت که چند همسری به نظر من با فطرت انسان می تونه سازگار بشه به شرط تغییر عرف جامعه ولی همجنسگرایی از اساس با فطرت انسان ناسازگاره

baraan

گمت کرده بودم :( خوشحالم دوباره یافتمت[قلب]

محمد حسنی

به همه نوشته ام توجه نکردی. گفتم "به شرط تغییر عرف". بله در حال حاضر در فرهنگ حاکم بر کشور ما و حتی دنیا چند همسری نمی تونه وجود داشته باشه و به خاطر همین هم به جز در خانواده های نابسامان وجود نداره و البته در جاهایی از کشور که فرهنگ خیلی متفاوت و ایزوله ای دارند. اگر فرصت داشتید شما رو معرفی می کنم به خانواده هایی در جنوب استان کرمان و شمال هرمزگان و برید از نزدیک ببنید آیا زن های اونجا از داشتن هوو ذره ای ناراحتند؟ (رفتم و دیدم که میگم) شما صرفا دور و بر خودتون رو می بینید و در مورد فطرت انسان نظر میدید؟ حتی در قبایل زیادی در طول تاریخ ما چند شوهری رو هم داشتیم که البته الان تقریبا وجود نداره. اگر کمی مردم شناسی بخونید متوجه میشید که این لطمات روحی و مشکلات ناشی از ازدواج های چندگانه ربطی به فطرت انسان نداره بلکه به خاطر عرف جامعه است. در حالی که ازدواج مجدد همسر شما به این معناست که دیگر رابطه عاطفی با شما نداره و شما براش تموم شدید(آنچه که الان وجود داره) خوب معلومه لطمه می خورید امام اگر بدانید همسر شما ضمن اینکه کاملا شما رو دوست داره و با نظر و احترام شما همسر دیگری می گیره شما چرا باید لطمه

محمد حسنی

بهتره کمی فراتر از خودمون رو هم ببینیم. عرف و فرهنگ حاکم بر جامعه سبب شده در برخی اقوام زندگی کمونی(ازدواج گروهی عده ای با هم) هم وجود داشته باشه و کسی احساس بدبختی نکنه. اون موقع شما با این قاطعیت میگید چچند همسری خلاف فطرته چون مادربزرگم بغض می کنه؟ این استدلال درسته؟

سمانه

همیشه تغییر نفطه شروعه و نن تغییراتتو دوست دارم کارهات داره شبیه من میشه ها خخخخخخ نکنه همزادیم

tahamiishe

نظر داده بودم اینحا!!! نظرررررررر نظر هووووویییی چخه