باش!

 

 

همین که هستی...

همین که لا به لای کلماتم نفس میکشی...

همین که بوی تو میدهند دستانم این روزها...

راه میروی...   صدایم میکنی... در آغوشم میگیری...

فریاد میزنی... عصیان میکنی... میخندی..

همین که پناه کلماتم شده ای...

همین که سایه ات هست...

همین که کلماتم از بی "تو"یی یتیم نشده اند...

کافیست برای یک عمر آرامش...   باش!

حتی همین قدر دور...همین قدر دست نیافتنی!

 

 

/ 22 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکی یه دونه

دنیا دارد از شعرهای عاشقانه تهی می‌شود و مردم نمی‌دانند چگونه می‌شود بی‌هیچ واژه‌ای کسی را که این همه دور است این همه دوست داشت !/لیلا کرد بچه

s

auv o,fd f,n vhsjd lh;hk ]i ld;ki o,fi? ای بابا فارسی کردنش پای شما یادم نبود زبانو عوض کنم در کل حالشو نداشتی منظورم این بود خوب بود[دست]

علی کافه چی

گیسوانت زیر باران، عطــر گندم‌زار... فکــرش را بکن! با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن! در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعـد از سال‌ها بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار... فکرش را بکن! سایه‌ها در هم گــره، نور ملایـــم، استکان مشترک خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن! ابـــر باشم تا کـــه ماه نقـــره‌ای را در تنــم پنهــان کنم دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن! خانه‌ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر تکیـه بر پشتــی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن! از سمــاور دست‌هایت چای و از ایوان لبانت قند را... بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن! اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، کـــه پرتم می‌کنند سایه‌ها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن! ناگهان دیوانه‌خانه... ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود قرص‌ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را " نکن "!

مهرسا

مرمری کمرنگ شدی حالت خوبه؟امیدوارم همه چیز رو به راه باشه[لبخند]

رها(خط خطی های رها)

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خانوم میشه من فداتون شم؟

رها(خط خطی های رها)

خوبی مریمم؟می دونی چقدر دلتنگتم؟می دونی نفس منی ؟می دونی با هرکلمه از نوشته هات کیف میکنم؟می دونی چه قدر دوستت درم؟ می دونی برام بهترینی؟ می دونی تو این مدت که نتونستم بیام نت,تهران بودم اما نتونستم یه قراری بذارم تا ببینمت؟(بی معرفت نیستم ,چون بیمارستان بودم)