می خواهم "سگ" بشوم!

 

مثل کسی که دقایق طولانی از شیب تند بالا رفته باشد نفس نفس میزدم! در حالیکه بیشتر از یک ساعت بود که از روی مبلی که نشسته بودم جُم نخورده بودم!   قلبم داشت می آمد توی دهانم! این استرس عجب چیز بدیست!

 

دو روزی میشود که دائم با خودم درگیرم! دائم به این فکر میکنم که چرا زندگی من اینقدر پر حاشیه است؟ چرا هیچ وقت نمی توانم درمقابل دیگران همانی باشم که آرزو دارم! چقدر سخت است که من بعد ازاین همه سال هنوز  نمی توانم -نه- بگویم... نمی توانم تند باشم ...یا به قول دوستم بلد نیستم "سگ" باشم! پاچه بگیرم و از حقوق خودم که فقط از این راه(سگ بودن) به دست می آیند دفاع کنم!

یک زمانی فکرمیکردم این خوب است که من نمیتوانم  تند باشم...اماامروز که دارم لطمه هایش را میخورم...بد هم میخورم!! فهمیده ام که چقدر به خودم ظلم کرده ام تا به حال...

 

- کسی راهکاری برای پاچه گیری وقاطعانه "نه" گفتن سراغ دارد؟!

/ 12 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان هارپاگ

اتفاقا مریم جون من هم دقیقا مشکل شما رو دارم به صورت خیلی حاد همیشه هم غصه شو می خورم اما یه مدتیه که همسرم خیلی کمکم کرده که بتونم در مقابل انتظار نابجای دیگران نه بگم و حالا یه کم بهتر شدم و گاه گداری که دیگه کارد به استخون برسه از خودم دفاع می کنم

مرداب

. سلام من یه پست در این ارتباط گذاشته بودم خودم بودن خودت بودن چرا باید مثه ادمای تند باشید وقتی میتونید خودتون باشید و به روش خودتون حق تون رو بگیرید مهمترین مورد خودت بودنه ارزو کنید مثه خودتون باشید زیاد سخت نیست فقط به خودتون اجازه بدید که مثل خودتون باشه ماهمیشه یه شخصیت در ذهنمون داریم از خودمون که می خایم مثه همون باشیم اما گاهی بی راهه میریم عجیب نیست اون چیزی که میخایید باشید ایده الی از خودتونه مهم اینه از کسی الگو برداری نکنید اینجوری کار سختی نیست نمیدونم تا کجا مفهوم رو رسوندم؟؟؟[سوال] مانا باشید [گل]

مرداب

. بيراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و مي کشيد زين بعد همه عمرم را بيراهه خواهم رفت [گل]

زویا

برای پاچه گیری نه :) اما برای قاطعانه نه گفتم بهله :) ببین توی یه سری موارد مهم نیست که لزوما آدم سر حرفش مونه و تحت شرایط حرفشو عوض کنه، اما در مواردی که از تصمیم و رای خودت مطمئنی و میخوای قاطع باشی باید سعی کنی به هیچ عنوان تحت تاثیر فرد مقابلت قرار نگیری و براش توضیح ندی! مثلا من اگه ازت میخوام باهام بیای بیرون و تو نمیخوای، بگی نمیام، هی واینستی توضیح بدی که چرا نمیتونی! و اگه من مجددا ازت درخواست کردم، بگی که خب در اون مورد که حرف زدیم و اگه موضوع جدید و حرف دیگه ای داری بگو. و هر چی طرف حرفشو تکرار کرد، فقط همینو بگی، یعنی یه جمله رو هی تکرار کنی! و همش هم توی ذهنت داشته باشی که این آدم داره احساساتتو قلقلک میده و بهت احساس گناه میده یا سعی میکنه احساساتتو تحریک کنه تا نظرت رو عوض کنی و این بدترین نوع سوء استفاده است، حتی اگه طرف مقابل آگاهانه این کارو نکنه. اینم میتونی بهش بگی، یعنی بهش فیدبک بدی که داره چنین کاری میکنه تا تو رو مجبور کنه کاری رو بکنی که نمیخوای! وای چقدر حرف زدم !! [نیشخند]

ملیکا !!!

من هم همین مشکل رو دارم دقیقا ! امروز هم بابت ِ همین کلی عصبانی شده بودم ! ماجرایی بود برای خودش ! این نه نگفتن ها و از حق خودمون دفاع نکردن ها بعدا میتونه خیلی بهمون آسیب بزنه.... راهکار پیدا کردید باخبرم کنید :)

tahamiishe

میشینی وسط اتاق روزی 20 بار به شدت با در و دیوار دعوا میکنه بعد ر وقت خواستی قاطع دعوا کنی فک میکنی ملت دیوارن [نیشخند] تو میتونی

بابای هلیا

راهش فقط همون سگ شدنه !![چشمک] یعنی ساده ترین راه حلش همینه !

tahamiishe

نه ولی اگه بخوایم جدی برخورد کنیم : نه گفتن کلا تو فرهنگ ما سخت تعریف شده یا اصلا تعریف نشده واسه همین ما چیزی و تعریف کردیم به اسم پیچوندن...به نظرم حرکت قشنگیه تو بعضی شرایط... هم تو نه رو گفتی هم طرف نفهمیده چی شده ولی نه تو رو قبول کرده کلاسشم رایگانه بیا خونه ما ماشاالله از انگشت هرکی یه ترفندی میچکه

فاطیما

دقیقا من هم همینطور هستم، درد مشترک...

ندا

دور از جونت عزیزم تو گلی صفت پاچه گرفتن اصلا بهت نمیاد